رمز:JOOON
از این به بعد پارت ها رمز داره
رمز:JOOON
از این به بعد پارت ها رمز داره
اگه میخوای نویسنده بشی بیا پیوی
لایک و کامنت فراموش نشه خوشگلااااا
سلام عشقم
پارت بعددددددددددددد.............
به محض اینکه کاملا برحنه شد بهش حمله کردمو با تمام وجودم ساک میزدم
اونم با توجه به موهای قرمز کیوتش با صورت سرخش یه گوجه فرنگی به تمام معنا بود.... همش اه میکشید و این باعث میشد منم تحریک بشمم. تااینکه پسر جذاب مو قرمز من بلاخره ارضا شد
ال: اوه .. چ..چ.. چارلی تو واقا برخلاف بابات خیلی با استعداد تری چ: الستور حالا نوبت توئه
اون برخلاف لاغریش یه کیر فوق بزرگ داشت که نمیدونستم که چطور میخواد تو من جاش بده.... چ: الستور تو مطمئنی که این کیر تو تو من جا میشه؟؟/؟/
ال: بهتره اول گرم کنیم
و کصمو لیس میزد انگار که روش عسل مالیده باشن
چ: اه ...هئ.... ها.... ه .....ها .. محکم تر اره خودشه برو زبونتو هم بکن توش اهه....
و بلاخره نوبت کردنم رسید اوه الستور خیلی ذوق داشت
اونقدر که احساس میکردم تا حالا هیشکی رو نکرده و باهاش ارطباط نداشته
چ:الستور تاحالا با کسی رابطه داشتی
باورم نمیشه ولی سرخ شد و دماغش هم قرمز زرشکی صورتشو اونوری کرد و یه نه کوتاه گفت
چ: پس از اولیش لذت ببر...
خودم رو اونوری کردم و کونمو نشونش دادم ...
از بس که من خوشگلم الستور شق کرد
یه لیوان شراب بهش دادم تا وقتی که مست شد... کردش داخلم
یه چیزی در درونم فوران کرد
بله اون خون بود .......... کیر الستور با کون باکره من هنوز ارطبات نگرفته بود
که یکهو بابام اود تو...................:)
خب خب خب بلاخره پارت بعدی
خلاصه یه روز داشتم انجل رو میدیدم که با هاسکر لب میداد اصلا بد جور عجیب بود
رفتم یکی زدم در گوشش وگفتم چه گوهی میخوری
چشماش خمار بودن و یه برقی هم تو چشماش بود
ا(مخفف انجل): هممممم خب توچی میخوای به ما پیوندی؟؟؟؟؟؟
ه(هاسکر):انجل خودتو کنترل کن
و هر تو تاشون داخل اتاق رفتن و صدای اهش کل اتاق رو پر کرده بود .... ا: محکم تر برو ارهههههه..................
ه: ممممممنن دیگه نمیتونم......
ا:بیا برات ساک بزنم
و صداشون تا هوا رفت
راستش منم داشتم هوس میکردم و دیگه تحمل نداشتم
شلوارمو دراوردم و شروع کردم به خود ارضاییی
که الستور اومد(ال:الستور)
ال:عزیزم داری چیکار میکنی؟؟؟؟
از خجالت سرخ شده بودم و برای اینکه از این شرایط خودمو نجات بدم پریدم بغلش
و الستور هم لباسشو دراورد
ازش پرسیدم میخواد کونش بزارم یانه
جالب اینه که گفت خوشحال میشه
منم داشت ابم میومد ودیگه برای ساک زدن کیرش نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم....
خب تموم...
پارت بعدی هم به زودی میاددد
یه داستان برات اوردم ابدارررررر
سلام من چارلی هستم و مدریت هازبین هتل رو به عهده گرفتم و با دوست دخترم وگی که در واقع اسش وگتا هست و انجل که یه منحرف به تمام معناس زندگی میکنم
بله هدف من از این هتل جهنمی رستگاری جهنمیان هست و یه هامی هم دارم الستووور
بله اون واقعا جذابه ولی بابام ازش متنفره
اون میگه که الستور یه شیاده و دنبال منه تا هتل رو ازم بگیره ولی من اینطور فکر نمیکنم
الستور بایه گربه ناناز اومده که بهش میگه هاسکر ولی خب در واقع روحش رو خریده و با مشروب مستش میکنه ولی خب اون پارنتر خوبیه
هاسکر یکی از همون جهنمیاس که روحش رو با یه شرط بندی فروخته
درواقع بنظرم انجل عاشقش شد
و یه ریزه میزه به اسم میمزی اورده که تمیز کار خونس
خب اره دیگه اون یه کمک بسیار خوبیه ولی الستور یه چیز دیگس
اون جذاب لعنتی همیشه در تلاشه که مخ منو بزنه
ولی نمیتونه
راستی انجل و الستور با یه گروه کله گنده حسابی جنگ دارن به اسم Vها اره
من با الستور تویه اتاق میخوابم و این باعث میشه که دلم بخواد باهاش ارطباط برقرار کنم............
پارت بعدی منحرفییههههه
اینجا رمان و کمیک منحرفی میزاریمم